لحظه های بی توبودن،خستگی،تکرار محض
پرسه درپس کوچه های اشنایی های دور
با خیال با تو بودن تا سحر بیدار محض
دسته دسته خاطرات از کوچه ها پر می کشند
یاد تو می ماند و این روزهای تار محض
کاش روزی دست هامان میرسیدند به هم
یک تبسم،یک نوازش،یک بغل،دیدارمحض
حیف میدانم که لیلا تا همیشه رفته است
قصه ها بی شهرزاد وکوچه ها تکرارمحض.


کشته ام خود را برای عشق تو

به بلاگ دیگر من سر بزنید...