تبليغاتX
عاشقانه
سلام

 امروز اومدم و هر جوری بود این کامنتت رو براتون نوشتم....

دیگه مثل گذشته نا و حال نوشتن رو ندارم نمی دونم چرا ولی دستام توان قلم دست گرفتن رو ندارن و احساس می کنم که قلم برای دستای من خیلی سنگینه ولی یه دنیا حرف تو دلم دارم که دوست دارم بگم اما نه به این ارومی می خوام حرفام رو فریاد بزنم تا همه دردامو بدونن ولی باز ....

میرم تمرین کنم تا بتونم یه روز بهتر از دیروز قلم دست بگیرم و حرفای دردام رو فریاد بزنم ...

برام دعا کنید فقط دعا

 تا بعد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 12:13  توسط اسی  |