تویی فانوس شبهایش
اگر حرفی زدم از عشق
تویی مفهوم و معنایش...

به تو می اندیشم ...
نه به تنهایی خویش از پس شیشه تو را میبینم، که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو می گیرم و به شوق بعدها که تو را خواهم دید
چشم به راه می بینم ...

تن من پاره از ان تن توست و قشنگترین شبای پر ستاره شب توست...
www.saredorahi.persianblog.com
نظر یادتون نره...
لحظه های بی توبودن،خستگی،تکرار محض
پرسه درپس کوچه های اشنایی های دور
با خیال با تو بودن تا سحر بیدار محض
دسته دسته خاطرات از کوچه ها پر می کشند
یاد تو می ماند و این روزهای تار محض
کاش روزی دست هامان میرسیدند به هم
یک تبسم،یک نوازش،یک بغل،دیدارمحض
حیف میدانم که لیلا تا همیشه رفته است
قصه ها بی شهرزاد وکوچه ها تکرارمحض.


کشته ام خود را برای عشق تو

به بلاگ دیگر من سر بزنید...
زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و اخر رسیدن بر در ابادی عشق
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون اشباران بودن اما ساده بودن
می توان اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید...

میرم ولی بر میگردم...![]()
![]()